این تابلو نقاشیخط در نهایت تمرکز و دقت با استفاده از مکتب خوشنویسی شکسته نستعلیق و کاملا با استفاده از دست و تجارب درشت نویسی این هنرمند انجام شده است که در بخش هایی از این ریتم رنگ سبز در اثر آثاری از عناصر تذهیب هم به چشم میخورد که کلمه عشق در بخشهای بالایی این اثر و مکان شروع تابلو کاملا واضح به چشم مخاطب میآید و این تابلو همواره معنای واقعی این شعر با معنی را یاد آور میشود.
به گفته هنرمند این اثر تابلوی فوق به کشور انگلستان نزد عزیزی بنام علی سلامت ارسال شد و ایشان در سن کهولت بدلیل مسمومیت در یکی از رستوران های ایرانی در لندن جان به جان آفرین تسلیم شد و این موجود عزیز و دوست داشتنی از بین ما رفت . علی سلامت که این اثر را گرفته بود یکی از افراد صاحب نام و بزرگ در تهران بود که سال 57 به لندن رفت و با وجود اینکه در این کشور موارد مذهبی و اعتقادات اسلامی زیاد طرفدار نداشت او بشدت به خداوند و موارد دینی اعتقاد شدیدی داشت و زورخانه هایی که در ایران بنام زورخانه سلامت هستند ساخت و احداث این پهلوان بزرگ بوده که متاسفانه بدلیل استفاده از غذاهای مسموم در غربت فوت کردند و از بین ما رفتند.
متن شعر : عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد ( احمد شاملو )
سایز : 144×110 Cm
تکنیک : اکریلیک روی بوم
اثر : مهرداد مقدم
برای اطلاع از قیمت تابلو نقاشیخط به منویتماس باما رجوع کنید
این جملهای است که احمد شاملو در سال ۱۳۵۸، در دل تاریکترین روزگاران، بر کاغذ آورد. شعری که امروز، بیش از چهار دهه بعد، هنوز در گوشهگوشه زندگی ما طنینانداز است. زبان رنگها، زبان عشق در این اثر، سبز رنگ غالب است، رنگ زندگی، رشد، و امیدی که از دل سختترین شرایط سر برمیآورد. خطوط سبز پرانرژی و موجوار، مانند نسیمی تازه در «پستوی خانه» میپیچند؛ همانجایی که شاملو میگوید عشق باید پنهان شود. طلایی و زرد، رنگهایی از تابش و گرما، در میان موجهای سبز میدرخشند. نماد آتشی که شاعر میگوید «به سوختبار سرود و شعر فروزان میدارند»—آتشی که حتی در سرمای بنبست، خاموش نمیشود. بنفش و آبی در زمینه، عمق و راز را روایت میکنند؛ همان رازهایی که در پستوی خانه نهان شدهاند، دور از چشم تازیانهزنندگان. ریتم خط، ریتم شعر خطوط شکسته و تند، با حرکتی خشمگین ولی کنترلشده، ضربآهنگ «تازیانه» را به تصویر میکشند. اما در دل این آشوب، نعمت و زیبایی نهفته است، همانگونه که شاملو در میان ویرانیها، عشق را پناه میبرد. خطوط رقصان و مارپیچ، حرکتی دارند که گویی میخواهند از قاب بیرون بزنند؛ مقاومتی در برابر «درخودخزیدگی» اجباری، اما در عین حال، حفاظتی هوشمندانه از ارزشمندترین دارایی انسان. معنای امروزین «عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد» این جمله امروز دیگر فقط یک توصیه امنیتی نیست. تبدیل به فلسفهای از بقای زیبایی شده است. در دنیایی که هنوز «دهانها را میبویند» و «دلها را میپویند»، هنر و عشق، تنها پناهکگاه های مهم برای انسان است و چنین ذوق و تفکر گاها در افراد زیادی نمیتوان یافت.