این اثر بر پایه یکی از ماندگارترین مضامین هنر، یعنی پیوند میان عشق، جستوجو و وابستگی شکل گرفته است و در آن هنر اصیل خوشنویسی ایرانی با مکتب نستعلیق و شکسته نستعلیق، از طریق قلمهای نی خوشنویسی و رنگهای اکریلیک بر روی بومی به ابعاد صد و پنجاه در صد و پانزده سانتیمتر اجرا شده است. چشم مرکزی تابلو نهتنها نقطه کانونی ترکیببندی است، بلکه نقش ناظر و مشاهدهگر را نیز بر عهده دارد؛ گویی مخاطب در برابر تصویری قرار گرفته که همزمان او را مینگرد و این ویژگی، اثر را از یک تابلوی صرفاً تزئینی به تجربهای تعاملی تبدیل میکند که در آن مرز میان بیننده و اثر از بین میرود. ماهیهای سرخ که در حرکت دائمی پیرامون چشم جریان دارند، استعارهای از کشش بیپایان انسان به سوی آن چیزی هستند که دوست میدارد و هرگز از آن سیراب نمیشود؛ مفهومی که در شعر بهکار رفته در اثر نیز با زبان کلاسیک بیان شده است: «تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا». در این تابلو، ماهیهای کوچک با حالتی از هراس و اضطراب در پیچوتاب خطوط و حروف خوشنویسیشده به دنبال راه فراری میگردند، گویی از اعتراف به عشق و تسلیم شدن در برابر امواج خروشان احساس شانه خالی میکنند؛ رفتاری که بازتابی از وضعیت انسان معاصر در مواجهه با احساسات عمیق است، انسانی که در اجتماع امروز از ابراز عشق میهراسد و خود را در پیچوتاب زندگی روزمره و ترسهای بیپایه گم میکند. در مقابل، ماهیهای بزرگتر با آرامش و اطمینان کامل و بدون هیچگونه هراسی از اجتماع امروز و غریزههای خطرناک انسانی، در این اقیانوس بیکران به شنا ادامه میدهند و گویی پذیرفتهاند که در این دریای عشق غرق شوند و تا ابد در آن باقی بمانند؛ نمادی از کسانی که با شجاعت و دلیری تمام، خود را به امواج خروشان عشق میسپارند و از عمق احساسات نمیگریزند. این تضاد بصری شگفتانگیز، نمادی عمیق از دو گونه نگاه به مقوله عشق است که در فرهنگ امروز نیز قابل مشاهده است؛ یکی که از عمق احساسات و شور و اشتیاق میگریزد و دیگری که خود را به امواج آن میسپارد. انتخاب رنگهای درخشان در کنار لایههای متعدد آبی و فیروزهای، فضایی سرشار از عمق بصری ایجاد کرده که نگاه بیننده را بارها در سطح و درون اثر به گردش وادار میکند و این ویژگی، اثر را در زمره آثاری قرار میدهد که قدرت آن نه در روایت مستقیم، بلکه در توانایی آن برای درگیر کردن ذهن مخاطب نهفته است؛ هر بار مشاهده، جزئیات تازهای از ارتباط میان عناصر آن را آشکار میکند و بیننده را به تأملی عمیق در ماهیت احساسات انسانی فرا میخواند.
اجرای این اثر در ابعاد ۱۵۰ در ۱۱۵ سانتیمتر مستلزم صرف زمان قابل توجهی برای طراحی، رنگگذاری و ایجاد هماهنگی میان دهها عنصر مستقل بوده است و فرآیندی است که فراتر از یک اجرای سریع و بداهه شکل گرفته است. استفاده از قلمهای نی خوشنویسی برای ایجاد خطوط نستعلیق و شکسته نستعلیق در بستر رنگ اکریلیک، نیازمند تسلط همزمان بر هنر خوشنویسی سنتی و تکنیکهای نقاشی مدرن است؛ مهارتی که تنها از طریق سالها تمرین و تجربه به دست میآید و در این اثر، هنرمند مهرداد مقدم با ظرافت و دقت تمام، حروف و کلمات را در بستر آب و امواج آبی و فیروزهای حل کرده است، گویی واژهها خود به ماهی تبدیل شدهاند و در دریای بیکران احساس به شنا پرداختهاند و اینگونه مرز میان خوشنویسی و نقاشی در هم شکسته شده و هنری نوین و بدیع پدید آمده است که هم اصالت هنر سنتی را حفظ کرده و هم با زبانی مدرن و امروزی با بیننده سخن میگوید. بافتهای متنوع آب، انعکاس نور روی سطح چشم، پیچیدگی فرم ماهیها و کنترل دقیق حرکت بصری در سراسر بوم، نشاندهنده فرآیندی است که در آن هر بخش از تابلو دارای پرداختی مجزا است و در عین حال در خدمت انسجام کلی اثر قرار دارد؛ موضوعی که در آثار یونیک و حرفهای از مهمترین معیارهای ارزشگذاری به شمار میآید. تکنیک رنگهای اکریلیک روی بوم به هنرمند این امکان را داده است تا عمق و شفافیت آب را با لایههای متعدد رنگی و با ظرافت تمام بازسازی کند و بیننده را به درون چشمی بکشاند که در آن مرز میان واقعیت و خیال، بیداری و رویا، و عشق و هراس در هم آمیخته و گم شده است. رنگهای آبی و فیروزهای که در سراسر این تابلو جریان دارند، نماد بیکرانگی، آرامش، عمق احساسات و معنویت هستند، در حالی که ماهیهای سرخرنگ، شور، اشتیاق، انرژی و حرارت عشق را به تصویر میکشند و این تضاد رنگی، تعادلی بصری و معنوی ایجاد کرده که چشم هر بینندهای را به خود جلب میکند. شعر بهکار رفته در این نقاشیخط عشق، با زبانی کلاسیک و شیوا، بر بیپایانی اشتیاق و عشق تأکید دارد و میگوید همانگونه که ماهی هرگز از دریا سیر نمیشود و همیشه در آن به جستوجو و حرکت ادامه میدهد، عاشق نیز هرگز از معشوق و از سودای عشق بریده نمیگردد و همیشه در این راه پویا و بیقرار است؛ مفهومی که در تار و پود اثر تنیده شده و به آن عمقی فلسفی و عرفانی بخشیده است. نتیجه نهایی اثری است که علاوه بر مهارت فنی، ظرفیت بالایی برای ماندگاری در ذهن مخاطب دارد؛ تابلویی که از فاصله دور با قدرت رنگ و ترکیببندی تأثیر میگذارد و در مشاهده نزدیک، جزئیات و ظرافتهای اجرایی آن آشکار میشود و این ویژگی، آن را به اثری تبدیل میکند که نه تنها یک تابلوی تزئینی، بلکه بیانیهای هنری است که بیننده را به تأملی عمیق در ماهیت عشق، ترس، رهایی و تسلیم فرا میخواند و با توجه به ابعاد بزرگ، تکنیک حرفهای و عمق مفهومی که دارد، جایگاهی ویژه در گالریهای هنری و فضاهای لوکس مسکونی و اداری مییابد.