
تاریخچه و حقیقت های نقاشی خط

تاریخچه و حقیقت های نقاشی خط
نقاشیخط عبارتست از :
خلق یک اثر هنری با بهانه ای بنام ( نقاشی ) و تمامی مبانی و عناصر نهفته در آن که تنها بوسیله ی ممارست ها و تمارین خوشنویسی تکامل می یابد و به این صورت یک اثر نقاشی خط خلق خواهد شد .
نقاشیخط تنها هنری هست که میتوانم مفهوم یک اثر هنری را در آن نوشت و میتوان معنای یک کتاب یا خلاصه قصه ای را در آن یافت و عناصر مهم مفهومی و ادبیات را جز اصلی عناصری بصری نمایان کرد ( اگر بسمت مدرنیسم یا انتزاعی کشیده نشود ).
در حقیقت نقاشی خط متشکل شده است از همه تکنیک های نهفته در نقاشی و سبک آن مانند و نگارگری و تذهیب و اکسپرسیونیسم و مدرنیسم و ابستراکت و ….. و در واقع این مکتبها و سبک ها جزء کوچکی از یک تابلو نقاشی خط را در بر میگیرد و پس از آن تجربیاتی که در چند دهه در زندگی یک هنرمند بوده است اصل و ریشه نقاشی خط را نمایان میکند چرا که مبانی و اصولی که در نقاشی وجود دارد بصورت کاملا دقیق در قوانین و اصول خوشنویسی وجود داشته است . چنانکه در یک تابلو نقاشی مدرن بیشتر مواقع فقط یک شکل و بافت و فضا را مشاهده خواهیم کرد و گفتاری که در توهمات آن هنرمند نسبت به ان تابلوی نقاشی بیان میشود – ولی در نقاشی خط کلمات و موضوع شعر یا سخن مهم و عمیق است که آن تابلو را به تصویر خواهد کشید که معمولا استفاده از سبک های مدرن و انتزاعی کیفت آن را در تابلو های نقاشیخط پایمال میکند و در این صورت حتی نیاز به آموزش و زندگی گذشته یک هنرمند در حوزه خوشنویسی نخواهد بود که در مقالات قبلی در باره آن توضیح داده شد که به چه صورت زمان در خلق این نوع آثار هنری حذف میشود و دلایل آن چیست.
متاسفانه ابداع و پیدایش نقاشیخط در هر سایت ویا ویکی پدیایی طوری که به نفع آثار و مجموعه خودشان بوده معرفی شده است بصورتی که اگر یک استاد دانشگاه در چندین دانشگاه تدریس میکند و حتی بعد از آن در مشاغل غیر مرتبط با هنر هم کار میکند و زمان برای خلق آثار مفید هنری ندارد طوری درباره خلق آثار هنری تدریس یا سخنرانی میکند که شما به هیچ وجه متوجه زمان صرف شده در آثار هنری نباشید و به حاشیه ها و توهماتی که فقط در ذهن او قرار داد توجه داشته باشید .
حتی گاهی سرمایه گزاران هنری هنرمند خود را بعنوان ابداع کننده نقاشیخط معرفی کرده اند که در این خصوص هم اختلافات زیادی به دلیل مادیاتی که برای معرفی برند هنری به آنها میرسد شاهد بوده ایم و همین امر و موضوعاتی از این دست صداقت های بیان و تفصیل و تعریف این هنر را نمایان تر خواهد کرد .
هیچکس هم در این خصوص اعتراضی نداشته است چون به هر حال اوست که در حال حاضر اجازه آموزش دارد و دیگران تمام و کمال دانش آموز بحساب خواهند آمد – بنحوی که اگر دقت بفرمایید افرادی بدنبال انجام نقاشیخط هستند که حتی خوشنویسی را هم هنوز آموزش ندیده اند و صرفا برای ایجاد یک نقش یا یک بافت یا فضا بر روی بوم های نقاشی بدنبال خلق آثار نقاشیخط هستند در حالی که گاهی اموزش کامل خوشنویسی های اصیل ممکن است بیشتر از سی سال نیاز به ممارست و آموزش داشته باشد و بعد از آن دانش اموز بایستی بدنبال سبک یا استادی برای آموزش باشد که طبعا اگر کسی آموزش های خوشنویسی را بطور کامل مطالعه و دنبال کرده باشد حتی با خیلی از مبانی و اصول مهم نقاشی و بافت و کنتراست هایی که در این رشته باید ایجاد شود آشنا شده است و همین موضوع حذف اصول و قواعد خوشنویسی در آثار امروز پریشانی و عدم وجود صداقت را به رخ خواهد کشید.
باید توجه داشت که در خطوط انگلیسی و دیگر کشور ها بدلیل پیوسته نبودن کلمات و سبک نوشتاری حروف بطور مثال در انگلیسی چون حروف به یکدیگر پیوسته نیستند و کشیدگی ها و زوایای حروف در آن وجود ندارد امکان خلق یک اثر نقاشی خط حقیقی تقریبا غیر ممکن است ( مانند کلمه عشق که در انگلیسی love نوشته میشود ) مگر آنکه کسی به نوشتار موجود در آن نقاشی خط هیچ توجهی نداشته باشد ( مانند برخی از آثار نقاشی خط که با خطوط من در اوردی یا حروف خط کوفی رسم میشود و فقط جنبه نمایشی و بازاری دارند و شما هیچگونه مفهومی جز توهمات هنر مند در آن نخواهید یافت) . با این اوصاف نقاشی خط در گذشته های دور بواسطه استفاده از نگارگری ها و گل و مرغ در بطن نوشتار پدیدار شد . به این ترتیب اوج هنر ایران در تاریخ بسیار روشن است و هنر دورهٔ صفوی (۱۱۰۱ – ۸۸۰ خورشیدی) از دوران درخشان هنر ایران است و بعد از آن دوره قاجار که آثار نقاشی خط بیشماری را از این دوره های تاریخی میتوان یافت .




بطور مثال آثار بالا متعلق به اسماعیل جلایر و ملک محمد قزوینی است یعنی در دوره سلطنت ناصرالدین شاه و اسماعیل جلایر از نقاشان ممتاز زمان خود به شمار می آمد و محمد ملک قزوینی متولد 1205 خورشید است و خطاطان بیشماری دیگر که در تزئین و اعتلای در خوشنویسی که هر یک متناسب با سلیقه خود در خوشنویسی به ابداعاتی پرداخته اند تا نقاشی خط شکل گرفته است .
تزئین در خط سابقهای طولانی دارد و انواع خطوط برای تزیین بناها، ظروف، سفالینهها و… به کار رفته که معروفترین آن خط کوفی تزیینی و بنایی است و میتوان شروع نقاشی خط را در تزئین خوشنویسی یافت و تصویر مشخصی بواسطه اصول خوشنویسی و قرینه نویسی های موجود در خوشنویسی باعث خلق آثاری مانند نقاشیخط میشد و گاهی تجربیاتی در چندهه گذشته یک هنرمند مانند نگارگری و تذهیب و گل و مرغ و نقاشی با خط تلفیق میشد . خطوط تزئینی انواع متنوعی دارد که مهمترین آن، خطوط مُشکّل، طغرا، معما، مثنی، گلزار، ناخنی و خط ثلث و نستعلیق و …. است که این سبک خطوط به هیچ وجه در تفنن و تفریح نمیتوان رسم کرد و تجربه هنرمند در اجرای آن نقشی بسیار بزرگ و حیاتی داشته و دارد که در تصویر های زیر نمونه ای از آن را مشاهده میفرمایید .

