تابلو نقاشیخط پنجره نگاه | اشعار سهراب سپهری | اثر مهرداد مقدم
اثر «نقاشیخط پنجره نگاه» با ابعاد ۱۴۴ در ۱۰۵ سانتیمتر و تکنیک اکریلیک روی بوم، یکی از آثار مفهومی در کارنامه هنری مهرداد مقدم است که مستقیماً از ادبیات دهه چهل شمسی و دفتر «حجم سبز» سهراب سپهری الهام گرفته است. در این تابلو، هنرمند به جای بازنمایی مستقیم کلمات، ساختار بصری «پنجره» را به عنوان یک قاب نظارهگر در مرکز ترکیببندی قرار داده تا بیگانهگی انسان معاصر با محیط پیرامون خود را که در ابیات آغازین شعر سپهری به وضوح ترسیم شده، از طریق فرمهای انتزاعی حروف بازتعریف کند.
صفحات مهم گالری نقاشیخط خطگرام
درآمدی بر شعر سهراب سپهری برای انتخاب شعر
از زبان هنرمند این تابلو نقاشیخط استاد مهرداد مقدم :اشعار سهراب بسیار گویا و سالها در کوچه های زندگی امروز قابل تامل و با معنایی ژرف در رابطه با نوع دقیقی از نگاهی که انسانها نسبت مشاغل و رفتارهاو شخصیتشان دارند همواره مویداست و این شعر همه شخصیتها و همه نوع نگاهها را که بارها و بارها در طول روز با اتفاقات و انسانهایی که با آنها روبرو میشویم تجربه کرده ایم، تداعی میکند و دلیل اصلی اینکه این شعر برای تابلو انتخاب شد دقیقا همین بوده است. معنایی که با نوع نگاه دیگران همیشه ساکن است و این معنا و طرز برداشت نگاهها از چیزهایی که میبینند همواره بدون تغییر ادامه میابد. و اینکه سهراب در قسمتی از شعر که میگوید ( هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود ) یک فلسفه عمیق از رفتار اطرافیان و انسانهایی که چشمها همیشه میبینند و انسان را به ادراک نزدیکتر میکنند و سهراب آن را خیلی خوب تداعی کرد ولی بتصویر کشیده نشده بود. وقتی سهراب در این شعر اشاره میکند ( حرفی از جنس زمان نشنیدم ) یعنی زمان برای مردم با نگاههای سطحی که دارند در حال گذر است و ( جنس زمان ) همان عیار زمان است که کمتر کسی در تعابیر و تفاسیر شعر سهراب به آن اشاره کرده است. جنس زمان و یا عیار زمانی که برای آموزش یک دانش آموز صرف میشود، جنس زمان و یا عیار زمانی که یک آرتیست نقاش برای پیدا کردن موضوع نقاشی خود صرف میکند، یا یک شاعر برای موضوع شعر خود تامل دارد، و یا معلم و استاد برای یک دانشجو و یا یک مادر برای تربیت فرزندان خویش صرف میکند آیا آنقدر عیار و جنس زمان محض در آنها اعمال شده است که باز خورد خوبی که همانها دوست دارند در اجتماعی خوب زندگی کنند، نتیجه ای در بر داشته باشد؟؟ آیا شماها و افرادی که این تداعی مهم در زندگی روزمره خود را بارها و بارها شنیده بودید، به آن توجه کرده اید ؟ خب، حالا جمله دیگر سهراب معنایش روشن میشود ( کفش هایم کو ؟؟ ) یعنی میخواهد جای دیگری برود که نگاه انسان ها کاملا متفاوت تر از چیزی باشد که سهراب آن را همیشه و همواره در اجتماع و دنیایی که در آن می زیست لمس کرده بود، دنیایی که انسانها دیگر وقتی مهمی را با چشمان خود میبینند چشمان خود را نبندند و از آن بسادگی نگذرند. واقعا ما میبینیم؟ آیا وقتی میبینیم متوجه میشویم یا اصلا وقتی حرف زشتی به ما میزنند به سادگی از کنار آن میگذریم؟؟ سهراب دیده بود که ممکن است شخصیت هایی خلافکار موقعیت های اجتماعی خوبی پیدا میکنند و سهراب دیده بود که قدرت این خلافکارانی که شاید سطح سواد و دانش آنها به دوران دبستان هم نمیخورد، چطور با قدرت هایی که بدست آورده اند با همان سطح سواد با زندگی دیگران بازی میکنند و خیلی خوب دنیای واقعی ادراک انسانها را بیان کرد و رفت. کفش هایم کو؟؟ چکسی بود صدا زد : سهراب؟؟
کفش هایم کو؟؟
چکسی بود صدا زد: سهراب؟؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.
مادرم در خواب است.
و منوچهر و پروانه، و شاید همه مردم شهر.
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیهها میگذرد
و نسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا میروبد.
بوی هجرت میآید:
بالش من پر آواز پر چلچلههاست.
صبح خواهد شد
و به این کاسه آب
آسمان هجرت خواهد کرد.
باید امشب بروم.
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم.
هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود.
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.
هیچ کسی زاغچهای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.
من به اندازه یک ابر دلم میگیرد
وقتی از پنجره میبینم حوری
– دختر بالغ همسایه –
پای کمیابترین نارون روی زمین
فقه میخواند.
چیزهایی هم هست، لحظههایی پر اوج
مثلا شاعرهای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش
آسمان تخم گذاشت.
و شبی از شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟
باید امشب بروم.
باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست،
رو به آن وسعت بیواژه که همواره مرا میخواند.
یک نفر باز صدا زد: سهراب
کفشهایم کو؟
تحلیل فرم و فضاسازی بصری در بستر اکریلیک
اجرای این نقاشیخط سهراب نیازمند درک عمیق از ریتم سکوت و مکث در اشعار سپهری است؛ جایی که شاعر میگوید «حرفی از جنس زمان نشنیدم» معنای زمان محض – صرف زمان واقعی برای یک موضوع – صرف زمان واقعی برای یک دانشجو برای یک دانش آموز که چیزی واقعا یاد بگیرد و یا صرف زمان برای یک تکه پارچه ای که هزاران معنا را با خود بدوش میکشد تا شاید خلافکاها یا افرادی که زمان و علاقه ای به فهم و شعور بیشتر نداشته اند در همین یک تکه پارچه چیزی را آویزه گوش خود کنند و شاید به اندازه سالها تحصیل مورد مهمی را در دنیایی که در آن زیست میکنند متوجه باشند و از آنکه سالها بیتفاوت از کنارش میگذشتند چیزی یاد بگیرند و برای جامعه استفاده کنند. مهرداد مقدم برای ترجمه این سکوت به زبان بصری، از تکنیک لایهبندی ضخیم رنگ و خراشهای کنترلشده روی بوم استفاده کرده است تا بافتی زبر ایجاد کند که با لطافت ذاتی خوشنویسی سنتی در تضاد قرار میگیرد. این رویکرد در خلق یک نقاشیخط مدرن، باعث میشود مخاطب به جای خوانش خطی، با یک میدان نیروی بصری مواجه شود که در آن حروف در لایههای زیرین رنگ حبس شده و مفهوم عدم ارتباط را تداعی میکنند.
محور اصلی ترکیببندی در این اثر، تقابل میان «چشم» و «پنجره» است که مستقیماً به مصرع «هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود» ارجاع دارد. در دستهبندی تخصصی نقاشیخط چشم، مهرداد مقدم فرم چشم را نه به صورت یک عضو آناتومیک، بلکه به شکل یک پنجره ای وسیع از نگاه به دوردستها ترسیم کرده که از درون آن حروفی با مفهوم از اشعار سهراب سپهری و گسسته به بیرون سرازیر میشوند. این تکنیک در نقاشیخط نگاه، نشاندهنده نگاهی است که میبیند اما درک نمیکند؛ ویژگیای که این اثر را از یک تابلوی دکوراتیو صرف متمایز کرده و به یک مانیفست بصری درباره انزوای انسان مدرن تبدیل میسازد.
ارزیابی ابعاد فیزیکی و متریال اجرایی
ابعاد ۱۴۴ در ۱۰۵ سانتیمتر، این تابلو را در رده آثار محوری برای فضاهای معماری با سقف بلند و گالریهای خصوصی قرار میدهد. مهرداد مقدم در اجرای این نقاشیخط، از بوم کتان با تراکم بالا و رنگهای اکریلیک سنگین استفاده کرده است تا وزن فیزیکی اثر با سنگینی مفاهیم فلسفی شعر سهراب سپهری همخوانی داشته باشد. پالت رنگی محدود و عمدتاً متشکل از خاکستریهای سرد و اُکر، دقیقاً بازتابدهنده اتمسفر «مردم این ناحیه» است که شاعر از عدم مجذوب شدن آنها توسط یک باغچه یا زاغچه سر مزرعه سخن میگوید.
از منظر بازار هنر و کلکسیونری، آثار مبتنی بر شعر سهراب سپهری به دلیل تقاضای پایدار و ارزش ادبی، در دسته داراییهای هنری کمریسک قرار میگیرند. با این حال، اثر «نقاشیخط پنجره نگاه» در حال حاضر در آرشیو خطگرام با وضعیت «ناموجود» ثبت شده است و امکان خرید مستقیم آن از طریق سبد خرید فراهم نیست. متقاضیان و پژوهشگران هنرهای تجسمی که به دنبال بررسی اصالت، تاریخچه مالکیت و استعلام ارزش ریالی این نقاشیخط مهرداد مقدم هستند، باید از طریق کانالهای رسمی ارزیابی اثر اقدام کنند.
مسیر دسترسی و استعلام آثار همخانواده در یک مجموعه
با توجه به محدودیت دسترسی به این اثر خاص، علاقهمندان به تلفیق ادبیات کلاسیک و فرمهای اصیل همراه با مکتب های واقعی خوشنویسی میتوانند برای اطلاع از قیمت، شرایط سفارش آثار مشابه و یا بازدید از سایر قطعات مجموعه، مستقیماً به صفحه «تماس با ما» مراجعه فرمایند. تحلیل ساختاری این تابلو نشان میدهد که مهرداد مقدم در ترجمه بصری شعر سهراب سپهری، مرزهای میان خوشنویسی و نقاشی اکسپرسیو را جابهجا کرده است؛ دستاوردی که مطالعه آن برای دانشجویان هنر و کلکسیونرهای نقاشیخط، دادههای ارزشمندی درباره سیر تکامل فرم در هنر معاصر ایران ارائه میدهد.
تابلو نقاشیخط پنجره نگاه
| نام اثر | هيچ چشمي عاشقانه به زمين خيره نبود |
| شاعر | سهراب سپهری |
| ابعاد | ۱۴۴×۱۰۵ سانتیمتر |
| تکنیک | اکریلیک روی بوم |
| نوع اثر | تابلو نقاشیخط |
| وضعیت | این اثر موجود نیست |

مجموعه کتابهای آموزشی
از صفحه مجموعه کتاب های سایت خطگرام دیدن بفرمایید و کتابهای اموزشی و مجموعه آثار استفاده کنید- برای اطلاعات بیشتربا خطگرام تماس بگیرید.

تابلو نقاشیخط شکسته نستعلیق
تابلو نقاشیخط مکتب شکسته نستعلیق اثر استاد مهرداد مقدم | در گالری نقاشیخط خطگرام ( برای دیدن این اثر کلیک کنید )
مقالات و کتابها
مقالات و کتاب های سایت خطگرام را میتوانید در صفحه کارشناسی نقاشیخط ملاحظه و مطالعه بفرمایید. خطگرام در راستای خلق نقاشیخط های اصیل و اصول و مبانی نقاشیخط را بیان میدارد
در تمامی شبکه های اجتماعی
KhatGram@
تماس با خطگرام
شماره تلفن : 989191622275+
