تابلو نقاشیخط : تماشای اساطیر | اشعار سهراب سپهری
در میان انبوه تابلوهای نقاشیخط معاصر، آثاری که توانستهاند پیوندی ارگانیک با عمیقترین لایههای شعر مدرن ایران برقرار کنند، همواره جایگاهی ممتاز در حراجیها و کلکسیونهای هنری داشتهاند تابلو نقاشیخط «تماشای اساطیر» با ابعاد ۱۴۴ در ۱۰۵ سانتیمتر و تکنیک اکریلیک روی بوم، حاصل قلم استاد مهرداد مقدم است که در آن، مصراعهای سهراب سپهری از دفتر «حجم سبز» -« من در این تاریکی درگشودم به چمنهای قدیم، به طلاییهایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم، من در این تاریکی ریشهها را دیدم » نه به مثابه نوشتاری تزیینی، بلکه چونان جوهرهای ساختاری برای خلق یک تابلو نقاشیخط بدیع عمل کردهاند. سپهری که خود شاعر و نقاشی جهانبین بود، در این قطعه، «تماشای اساطیر» را در دل «تاریکی» روایت میکند؛ تناقضی که استاد مقدم با گسترش سیال حروف نستعلیق بر بوم بزرگ و خلق فضایی از نور و سایه، به تصویر کشیده است. این اثر، بازتابدهنده همان نگاه عمیقی است که در دیگر آثار شاخص این هنرمند با اشعار سپهری دیده میشود و در آن، واژهها نه برای پر کردن فضا، که برای جانبخشی به فرم و القای حس ریشهدوانی در دل سنت و اسطوره به کار گرفته شدهاند. در شرایطی که آثار نقاشی سهراب سپهری رکوردهای میلیاردی را در حراجهای معتبر ثبت کردهاند و نقاشیخط به عنوان یکی از ارزشمندترین شاخههای هنر مدرن ایران شناخته میشود، تابلو نقاشیخط «تماشای اساطیر» ازمجموعه تابلو های نقاشیخط نگاه با تلفیق شعر یکی از گرانقیمتترین شاعران-نقاشان ایران و مهارت یکی از نامآورترین استادان این حوزه، نه صرفاً یک اثر دکوراتیو، بلکه سرمایهای فرهنگی و بصری است که هر کلکسیونری را به درک لایههای پنهان تاریخ و هنر این سرزمین فرا میخواند.
قصه مسافرت این تابلو نقاشیخط و در معنای حقیقی اشعار سهراب
تابلو تماشای اساطیر هم راهی لندن شد….
این اثر سرانجام مسافر لندن شد، نزد مردی بزرگ و عزیز : علی سلامت…
«کاباره شمیران» را در تهران پیش از انقلاب بنا نهاد. آن سالها، این مکان فقط یک سالن نمایش نبود؛ سکویی بود که صداهای ماندگار موسیقی ایران از آن برخاستند. ابی، داریوش، هایده، حمیرا، مهستی. او نه فقط یک مالک، که معماری بود که صحنهای ساخت تا تاریخ موسیقی ایران در آن رقم بخورد.
سال ۱۳۵۷ راهی لندن شد. اما تبعید برای او پایان نبود؛ آغاز شکلی دیگر از بودن بود. در لندن، در جمع ایرانیان مقیم انگلستان حضوری فعال داشت، محافل فرهنگی برپا کرد و زورخانهها را سرپرستی نمود. او ریشههایش را با خود به غربت برد.
در سرزمینی که مذهب و اعتقادات اسلامی چندان طرفدار نداشت، او با ایمانی استوار به خداوند پایبند بود. این تناقضِ زیستن در غربتِ جغرافیایی با وفاداری به باورهای دینی، تصویری از مردی میسازد که هویت خود را در هیچ شرایطی وانگذاشت.
زورخانههای سلامت در ایران، نامی آشنا برای اهالی ورزش باستانی بود. او پهلوان بود. مردی که در فرهنگ پهلوانی، جوانمردی و مردانگی از خصلتهای اصلی او شمرده میشد.
این تابلو، با شعری از فریدون مشیری و تکنیک اکریلیک روی بوم، به کلکسیون علی سلامت تعلق داشت و در لندن به دست او رسید. اثری که چشم در مرکز آن، معبود را مینگرد و خطوط نستعلیق در اطرافش موج میزنند. این تابلو، آخرین اثری بود که از هنر ایران به دستش رسید.
مردی که این همه صدا را پروراند، این همه صحنه ساخت، این همه فرهنگ را در خود حمل کرد – چگونه میتوان باور کرد که در یک رستوران ایرانی لندن، بر اثر مسمومیت غذایی، جان به جانآفرین تسلیم کرد!! تصادفِ تلخ پایان یک عمر، در سفرهای که قرار بود یادآور وطن باشد رخ داد.
درگشودم به چمنهای قدیم / به طلاییهایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم / من در این تاریکی / ریشهها را دیدم : این شعر سهراب سپهری، روی تابلویی نقش بسته که به دست علی سلامت رسید. حالا او رفته و این واژهها در قفسِ غربت، تنها ماندهاند. شاید خودش هم در تمام سالهای دوری، این نوع تماشا را نسبت به شخصیت هایی که در تمام طول عمر خود دیده بود بارها و بارها حس کرده بود و با این تابلو به خوبی مانوس بود.
کسانی که او را میشناختند، او را به جوانمردی و وطنپرستی میشناختند. مردی که سالهای سخت دور از ایران را گذراند، اما ارتباط خود را با فرهنگ و خاطرات سرزمینش رها نکرد.
از کاباره شمیران تا زورخانههای سلامت، از تهران تا لندن—علی سلامت در دو قطب متضاد فرهنگ ایرانی حضور داشت: موسیقی و ورزش باستانی. او پلی بود میان آنچه به نظر میرسد ناسازگار است؛ و این وسعتِ وجود، فقدانش را چند برابر سنگینتر میکند.
این تابلو، اکنون یادگاری است از دستانی که صداها را پروراندند و از شخصیت والای انسانی که در غربت نیز سرفراز ماند. یادش جاودان.
به یاد و خاطره علی سلامت – دوست داشتنی، بزرگ، و جاویدان.
تابلو نقاشیخط : تماشای اساطیر
| متن اثر | من در این تاریکی درگشودم به چمنهای قدیم به طلاییهایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم من در این تاریکی ریشهها را دیدم |
| شاعر | سهراب سپهری |
| ابعاد | ۱۴۴×۱۰۵ سانتیمتر |
| تکنیک | اکریلیک روی بوم |
| هنرمند | استاد مهرداد مقدم |
در آمدی برمعنای تابلو نقاشیخط : تماشای اساطیر
در میان ذوق، احساس و هنر این روزگار، گاه با رفتارهایی از سوی برخی انسانها مواجه میشویم که نه تنها زننده که عمیقاً هشداردهنده و خطرناک است. این پدیده تلخ، در دهههای اخیر و همزمان با قدرتیابی افراطیگری و بیسوادی در ساختارهای فرهنگی کشورمان، به اوج خود رسیده است.
مسیری که یک تابلوی نقره ای برای متولد شدن طی میکند، گاه با دشواریهایی از سوی انسانهایی همراه میشود که صددرصد از هرگونه درک هنری و شعور انسانی تهی هستند. این اثر، دقیقاً به نقد همین جماعت بیهنر و بیسواد میپردازد؛ انسانهایی که اطراف ما را احاطه کردهاند و متأسفانه تعدادشان و بی دلیل به قدرت های مالی و اجتماعی رسیدنشان در جامعه امروز کم نیست و متاسفانه گاه در لباس مسئولان و صاحبمنصبان ظاهر میشوند که با چنین افراد خطرناکی هم پیاله میشوند. افرادی که با وجود داشتن مدارک عالیه دانشگاهی، نه تنها از جوهره دانش و هنر بهرهای نبردهاند، بلکه به واسطه حسد و پوچی، به سمبلهای تهیشدگی از انسانیت تبدیل شدهاند.
هنرمند در این اثر کوشیده است تا با بهرهگیری از اشعار ناب سهراب سپهری، چهره واقعی این ناانسانها را به تصویر بکشد. تابلو، فریاد خاموش چشمانی است که این پوچی و نابخردی را دیدهاند و تلنگری است به انسانهایی که هنوز توان دیدن دارند. بیتردید، در دنیای امروز و با توجه به فرهنگی که در سالهای اخیر در کشورمان همهگیر شده است، این فریادها بیپاسخ خواهند ماند؛ مگر برای اهل هنر، اهل قلم و اهل دانش، کسانی که عمق واقعی این اشعار و معنای پنهان در اثر برایشان ارزشمند و تأثیرگذار است.
و شعر بر روی تابلو، گویای همه چیز است:
“من در این تاریکی
درگشودم به چمنهای قدیم
به طلاییهایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم
من در این تاریکی
ریشهها را دیدم”
سهراب سپهری
این اثر که با چنین نگاهی خلق شده، روزی به دست زندهیاد علی سلامت در لندن رسید. او که خود از پیشگامان عرصه هنر و همچنین عرصه پهلوانی بود که در شهر شهر ایران زمین زورخانه های زیادی را با نام و بدون نام خودش احداث کرده بود، بیگمان عمق این ریشهها را درک میکرد. این تابلو، اکنون یادگاری است از آن روزها و ادای احترامی است به روح بلند مردی که در میان تاریکیهای غربت، همچنان به چمنهای قدیم ایران در بین فرهنگ و اجتماع مردم ایران زمین میاندیشیدو قطعا زنده است و میماند.

کتابهای آموزش نقاشی خط
از صفحه مجموعه کتاب های سایت خطگرام دیدن بفرمایید و کتابهای اموزشی و مجموعه آثار استفاده کنید- برای اطلاعات بیشتربا خطگرام تماس بگیرید.

گالری فروش تابلو نقاشی خط
از این لینک برای دیدن تابلو های نقاشیخط اصیل و اورجینال را در تمامی مکتب های اصیل خوشنویسی استفاده و بازدید کنید و اطلاعات تابلوها را مطالعه بفرمایید.
مقالات و کتابها
مقالات و کتاب های سایت خطگرام را میتوانید در صفحه کارشناسی نقاشیخط ملاحظه و مطالعه بفرمایید. خطگرام در راستای خلق نقاشیخط های اصیل و اصول و مبانی نقاشیخط را بیان میدارد
در تمامی شبکه های اجتماعی
KhatGram@
تماس با خطگرام
شماره تلفن : 989191622275+